أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

29

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و بكشتى اكنون باز آمدى و ميگوئى كه : بمرد ، و تو به روى حسد كردى كه ما وى را از تو دوستر ميداشتيم و او با ما سازنده‌تر بود ، خداى تعالى تنزيه ساحت موسى كرد به آنكه فرشتگان را بفرستاد تا هارون را برگرفتند و بر محافل بنى اسرائيل بگردانيدند تا او ميگفت : ما قتلنى أخى و انّما متّ حتف أنفى ؛ يعنى برادر من مرا نكشت من بمرگ خود بمردم ، آنگه فرشتگان ويرا برگرفتند و به جائى دفن كردند كه كسى بر آن مطّلع نبود . [ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 70 تا 73 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً ( 70 ) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً ( 71 ) إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً ( 72 ) لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 73 ) اى مؤمنان از خداى بترسيد و گفتار بصواب گوئيد ، عكرمه گفت : گفتار بصواب گفتن « لا إله الّا اللّه » است ، مقاتل حيّان گفت : سخن حقّ گوئيد در حقّ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و زينب بنت جحش ، و رسول را نسبت مكنيد به چيزى كه لايق نباشد به دو [ يُصْلِحْ لَكُمْ ] تا خداى كار شما باصلاح آرد ، و گناهان شما بيامرزد ، و هر كه خداى را و رسول را فرمان برد بر مراد و مطلوب خود ظفر يابد ظفرى بزرگ و بزرگوار ، و چون طاعت خود و طاعت رسول خود را بظفر عظيم معلّق گردانيد در عقب آن فرمود كه : ما عرض كرديم امانت را بر آسمان و زمين و كوهها يعنى طاعت و فرمان بردارى را ؛ ايشان با اين عظمت و بزرگى كه ايشانراست مطيع و منقاد امر ما گشتند در ايجاد و تكوين چنان كه خواستيم هر يكى را بر شكلى ديگر و بر صفتى ديگر در وجود آورديم هيچكدام از اين اجرام امتناع نكردند و ابا ننمودند و از آن بترسيدند آدمى كه او عاقل است و صالح مر تكليف را ابا كرد و امتناع نمود